من بلاخره اين كار را مي كنم حتي اگر به قيمت پشيماني در كل عمرم تمام شود .
سوال؟
هيچ وقت نفهميدم چرا انقدر در اسلام به اين سفارش شده كه به حداقل ها در دنيا قناعت كنيد و ما بقي را به آخرت واگذار كنيد ؟
فكر نكنم خدا انقدر نامرد باشد !
لعنت به شما
اين خدايي كه شما ساختيد خدا نيست .
بتي است كه بارها و بارها ترتيبش را داده اند.
هميشه دير مي رسم . هميشه به جاي بد زندگي ات مي رسم !
ميدوني هميشه اتفاقات مي افتند و اصلا هيچ ربطي به تو نداره كه ميتوني از پسش بر بياي يا نه ، دوست داري بيفته يا نه ، ميشه باهاش راه اومد يا نه . اتفاقات مي افته چه تو بخواي چه تو نخواي و اين زجرآورترين قسمت اين دنياست كه حالت رو بهم ميزنه از اون جهت كه تو هيچ گهي نمي توني بخوري . حالا تو فرض كن يه مشت آدم احمق با گفتن اين كه نه نميشه ، من كه فكر مي كنم نمي شه ، بيخود خودتو خسته نكن ، من منتظر يه اتفاق بدم كه همه چيز تموم بشه حال تو رو بدتر كنن اونوقت چه حسي ممكن بهت دست بده ؟ حتي اگر نخواي كه اون اتفاق بيفته از سر لج و لجبازي دست به هر كاري ميزني تا حداقل به اونا ثابت كني كه گه زيادي خوردن حتي اگر با تمام وجودت بدوني كه اشتباه كردي، اشتباه!!!
هوس نوشتن كرده بودم آمدم كمي بنويسم .
روزهاي بي تفاوتي خيلي بيشتر به سراغمان مي آيد . انگار ما آدمهاي نجس بيشتر از شما آدمهاي پاك رنگ بي تفاوتي را به خودمان مي بينيم . حتما از ناپاكيمان است . حتما ! به دل نگير رفيق تو را دوست دارم كه ديگر سراغت را نمي گيرم . بگذار ما آدمهاي بي درد به حال خودمان باشيم و در اين لجن زار به تنهايي دست و پا بزنيم . امشب گويا حالم خوب نيست . بيا و لطفي كن و حرفهايم را نشنيده بگير . چرت و پرت هايم را با گوش سر نه ، با گوش دل بشنو و امانم بده . بيا و با هم سر بر بالين بگذاريم و امشب تا صبح بميريم . بي دليل . اصلا بي دليلش خوب است . اگر دليل داشت بي ارزش مي شد اين مردن . بيا امشب در آيينه به خودمان نگاه نكنيم و لبخند مضحك هميشگي را تحويل خودمان ندهيم . بيا و امشب خودت باش رفيق . بيا و براي ته كشيدن امشبمان جشن بگيرم و تا صبح بخنديم از روي درد . بيا بي خيالي مان را در اين ، اين سكوت تلخ خلاصه كنيم . اصلا بيا اين سكوت را در اين قهوهايمان حل كنيم و مثل شوكران بنوشيم و صدايش را هم درنياوريم مبادا به جرم نااميدي و عجز سرهايمان را با پنبه ببرند . بيا و امشب كام لبانم را بگير و مهلت دردودلي كوتاه را به من ببخش . بيا و گوش كن اين سكوت زجرآور را . بيا و ببين كه لبانم مهر شده اند بخاطر رفاقتمان . آي رفيق امشب بر سر بالينم بيا .
كلن جنس مذكر جنس مزخرفي است . دقيقا به همان اندازه اي كه جنس مونث مزخرف است .
من حرف های زیاد ناگفته ای برای زدن دارم که می ترسم دیر بشود برای زدنشان ، فقط مي ترسم كه ثبت نشده همه چيز تمام شود و خيلي چيزها ناگفته بماند . من فقط می خواهم بگویم که لذت هایی از این دنیای بی مصرف بردم که هيچ کسی نبرد . چيزهاي قشنگي در اين مدت كوتاه از لحظه تولد تا مرگ مغزي ام حس كردم كه هيچ كس نفهميد و حس نكرد . می خواهم بگویم من آدم های خوبی دور و برم بودن که از وجودشان و فقط از حضورشان لذت بردم . چقدر لحظه هايي بود كه خواستم فقط بخاطر حضورشان از شان تشكر كنم ، خواستم بگويم كه دوستشان دارم اما ناگفته ماند اما بگذاريد الان بگويم كه چقدر دوستتان داشتم و نفهميديد . براي من كافي بود اين لذت ها ، اين لحظه هاي خوب . ديگر كاري در اين دنيا ندارم .
دیگر هیچ وقت حالم خوب نمی شود . این تمام حقیقت تلخ زندگی ام است .
پاي هيچ كس در ميان نيست . من فقط از خودم مي ترسم !
اينجا همه مرده اند اما اداي زنده بودن را در مي آورند . اينجا همه تظاهر مي كنند به خوب بودن بلكه دل آنهايي كه دنبالشان است نشكند . اينجا همه جدي جدي خسته اند ، جدي جدي از نگاه هاي هم فرار مي كنند ، جدي جدي مي شكنند ، جدي جدي دستانشان يخ كرده ، جدي جدي شانه هايشان درد مي كند ، جدي جدي كمرشان شكسته اما به شوخي مي خندند ، به شوخي حرف مي زنند و به شوخي مي ميرند . اما در واقع اين آدمها مدت ها قبل زير آن درخت نفرين شده مرده اند . اينجا جاي غريبي است . جايي كه بايد سپاسش بسيار گفت .
دلم درد مي كند . فقط همين !
چه اتفاقی افتاده است برای من ؟ منی که بی خبرم از همه چیز ، حتي خودم . چه اتفاقي افتاده است براي من ؟ مني كه ديگر هيچ حادثه اي به وجد نمي آوردم ، مني كه كه ديگر هيچ نگاهي منقلبم نمي كند . چه اتفاقي افتاده است براي من ؟ شايد مرده ام ، شايد ...
هیچ وقت نفهمیدم چرا آدمهایی که به نوعی به من مربوط می شوند انقدر در زندگی شان دچار مشکل می شوند ، چرا تا به من می رسند دچار تحولات روحی و روانی می شود ، چرا هر کسی که دلش را گرو گذاشت انقدر زجر کشید . نمی دانم اما انقدر میدانم که گاهی نبودنم بهتر از هر گزینه دیگری است . گویا !
از هر چیزی که بترسی سرت می یاد .
این تاریخ برای همیشه در خاطرم ماند .

